اوباما ابزار جریان لیبرال دموکراسی برای سرکوب اقلیت هاست

انگلیس باید بابت کشتار ۹ میلیون ایرانی در جریان جنگ جهانی اول پاسخگو باشد.
نگاه ابزاری غرب نسبت به مقوله حقوق بشر موضوعی است که دیگر نیازی به اثبات ندارد.نقض حقوق بشر در ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی به گونه ای ظهور و بروز دارد که حتی  نهادهای رسمی در غرب نیز در گزارشهای سالیانه خود نسبت به وقوع هزاران نقض عینی و علنی  در خصوص حقوق بشر در کشور های خود اعتراف نموده و  البته  بخش اعظمی از وقایع مربوط به این موضوع را در میان هیاهوی تبلیغاتی و سانسورهای هدفمند رسانه ای کتمان می کنند.
نکته قابل تامل اینکه ایالات متحده آمریکا به عنوان اصلی ترین ناقض حقوق بشر در دنیا، همواره از خود به عنوان اصلی ترین حامی حقوق انسانها در نظام بین الملل یاد می کند! ادعایی که می توان آن را به یک لطیفه سیاسی تلخ تشبیه کرد. در این خصوص گفتگویی با دکتر احمد اسفندیاری رئیس مرکز جهانی حمایت از حقوق بشر صورت داده ایم که از نظرتان می گذرد: لطفا در خصوص فعالیتهای مرکز جهانی حمایت از حقوق بشر برای خوانندگان توضیح دهید. کلیت مواجهه ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورهای غربی را با مقوله حقوق بشر چگونه تحلیل و ارزیابی می کنید ؟
واژه حقوق بشر در نوع خود مقدس است. این مفهوم از زمانهای دور مورد توجه بوده و همواره افراد و کشورهای قلدر ناقض آن بوده اند. حقوق بشر به معنای واقعی توسط مستکبرین در دنیا نقض شده و این روند همچنان ادامه دارد. مظلومیت حقوق بشر در عصر حاضر قابل وصف نیست. کشورهایی که خود اصلی ترین ناقض حقوق بشر محسوب می شوند، در کسوت مدعیان دفاع از آن بر می آیند. ایالات متحده آمریکا و کشورهای غربی مصداق بارز این مسئله هستند. حقوق بشر در سیاست خارجی آمریکا و کشورهای اروپایی به یک ابزار تبدیل شده است. هر کجا غرب احساس می کند که کشور یا جریانی با آن زاویه دارد، بلافاصله از ابزار حقوق بشر استفاده کرده و آن جریان یا کشور را متهم می سازد. حضرت امام خمینی ( ره) و مقام معظم رهبری ، بارها نسبت به نگاه ابزاری غرب در قبال حقوق بشر تاکید کرده و افکار عمومی کشور و دنیا را نسبت به این موضوع آگاه کرده اند. متاسفانه نهادهای رسمی و مستقلی که بتوانند به صورتی واقعی مدافع حقوق بشر باشند وجود ندارند. سازمان ملل متحد و شورای امنیت که ظاهرا بر اساس عدالت و احترام به حقوق انسانها تشکیل شده اند، در عمل ناقض حقوق بشر هستند.
لحاظ کردن حق وتو برای اعضای دائمی شورای امنیت و در راس آنها آمریکا یکی از این نابسامانی ها و بی عدالتی هاست. حق وتو بزرگترین نماد نقض حقوق بشر محسوب می شود. حق وتو بر اساس قانون جنگل ساخته شده است نه قوانین طبیعی زندگی انسان .
نقش سازمانهای مردم نهاد در پرده برداری از رویکرد واقعی غرب نسبت به مقوله حقوق بشر را چگونه تحلیل می کنید؟ آیا سازمانهای غیر دولتی و مردم نهاد توانسته اند در این خصوص اقدام موثری صورت دهند؟
سازمانهای مردم نهاد فعالی در زمینه حقوق بشر وجود دارند اما این سازمانها فراگیر نیستند. متاسفانه دولتهای ما نیز در این خصوص اقدامی فراگیر صورت نداده اند. در جمهوری اسلامی ایران و در سال ۱۳۹۱ قانونی در مجلس شورای اسلامی تصویب شد که بر اساس آن، دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشور موظف شدند موارد نقض حقوق بشر در ایالات متحده آمریکا و انگلیس را به صورتی رسمی تبیین و منتشر کنند. با این حال در این خصوص حرکتی نظام مند  در حوزه دولتی – رسانه ای صورت نگرفت. حتی اگر در این حوزه  اقدامی نیز صورت گرفته باشد، نمودی بارز و گسترده نداشته است. از سوی دیگر، مدعیان غربی حقوق بشر و در راس آنها ایالات متحده آمریکا و انگلیس در زیر چهره اتوکشیده خود، همچنان به نقض حقوق بشر به اشکال و انحاء مختلف ادامه می دادند. در چنین شرایطی ما با عده ای دوستان بر آن شدیم تا مجموعه ای را با هدف تبیین موارد نقض حقوق بشر در غرب تاسیس کنیم. مجموعه که بتواند مدافع ملتهای دنیا و خصوصا افرادی باشد که در کشورهای غربی زندگی کرده و فریاد آنها در خصوص نقض حقوق بشر به گوش کسی نمی رسد. بررسی
نقض حقوق بشر در کشورهای آمریکا، انگلیس،فرانسه، آلمان و سایر کشورهای اروپایی در دستور کار مرکز جهانی حمایت از حقوق بشر قرار گرفته است. در این خصوص، ما اعتقاد به کاری بنیادین و ریشه ای و در عین حال فعالیتی تاثیرگذار در حوزه حقوق بشر داریم. در این خصوص با بسیاری از سازمانهای غیر دولتی و افراد ساکن در آمریکا و کشورهای اروپایی در ارتباط هستیم. ما از سال ۲۰۱۳ میلادی، گزارشهای نقض حقوق بشر در آمریکا و انگلیس را منتشر کرده و انتشار گزارش نقض حقوق بشر در آلمان و فرانسه را نیز در دستور کار خود داریم.
درا ین خصوص لازم است نکته دیگری را نیز متذکر شوم. ما معتقدیم بر اساس مبانی دین مبین اسلام ، حفظ حقوق انسانها و احترام به آنها امری واجب است. از صدر اسلام، پیامبر اعظم  ( صلی الله علیه و آله ) و ائمه معصومین ( علیهم السلام) توجه ویژه ای نسبت به رعایت حقوق انسانها و افراد جامعه و اقلیتهای مذهبی داشته اند. در قرآن کریم، در خصوص رعایت حقوق انسانها ما قوانینی مدون را داریم که بسیاری از احکام نیز از آنها استخراج و استنباط شده است. در آیه ۳۲ سوره مبارکه مائده، نجات جان یک انسان مترادف با نجات کل جامعه و کشتن یک انسان بی‌گناه مترادف با کشتن یک جامعه تلقی شده است. این خود نشان دهنده اهمیتی است که دین مبین اسلام برای حقوق بشر قائل است.
ایالات متحده آمریکا و بسیاری از کشورهای غربی خود را بانی و وضع کننده قوانین حقوق بشری می دانند. آیا این ادعا قابل اثبات است ؟ پیشینه کشورهای مستکبر دنیا را در نقض حقوق بشر چگونه ارزیابی می کنید؟
برای  پاسخ‌دهی به این سئوال لازم است تنها به یکی از پیشینه ها و سوابق کشورهای غربی مدعی حقوق بشر اشاره کنیم. این حادثه، دو جنگ جهانی اول و دوم است. در جنگ جهانی اول ۳۷ میلیون نفر نظامی و غیر نظامی در اثر جنگ میان کشورهای اروپایی کشته شدند. در جریان جنگ جهانی دوم نیز ۷۰ میلیون نظامی و غیر نظامی جان خود را از دست دادند. جنگ جهانی دوم وسیع ترین نقض حقوق بشر توسط کشورهای غربی محسوب می شود. در این میان،حدود ۹ میلیون نفر  ایرانی نیز در جریان جنگ جهانی، به دلیل محاصره و قحطی و حمله ، جان خود را از دست دادند.بانی این فاجعه و در حقیقت کشتار دسته جمعی،انگلیس و متفقین بوده اند.از این رو  انگلیس باید بابت کشته شدن ۹ میلیون ایرانی بی‌گناه در جریان جنگ جهانی پاسخگوی ما باشد.
کشورهای اروپایی که امروز داعیه دار حقوق بشر هستند، برای نخستین بار و در جریان  جنگ جهانی اول، سلاح شیمیایی را از گاز کلر ساختند. این سلاح توسط کشورهایی مانند انگلیس و آلمان ساخته و به کار گرفته شد. اذهان بشری نباید این وقایع را فراموش کند و از کنار آنها به سادگی بگذرد.
در خصوص ایالات متحده آمریکا نیز این قاعده صادق است. به راستی ایالات متحده آمریکا را چه کسانی به وجود آورده اند؟ پاسخ این سئوال مشخص است:اروپاییانی که از انگلیس، اسپانیا و دیگر کشورها وارد یک محدوده جغرافیایی
( که امروز به آن آمریکا می گوییم) شدند و ساکنان آن را که مشغول زندگی خود بودند را سرکوب کرده و به نسل کشی آنها پرداختند. حوادث رقت بار نسل کشی سرخپوستان در لابه لای صفحات تاریخ موجود است. پس از نسل کشی سرخپوستان و بومیان، دوران برده داری آغاز شد. در آن زمان حدود ۱۵ میلیون سیاهپوست از قاره آفریقا به آمریکا آورده شدند و دوران تاریکی در زندگی آنها آغاز شد. بسیاری از این سیاهپوستان تحت شکنجه و کار طاقت فرسا جان خود رااز دست دادند. اجداد آمریکاییان، اروپاییانی بودند که دست به کشتار و شکنجه سیاهپوستان و نسل کشی سرخ پوستان زدند. این روحیه به بسیاری از آمریکایی ها به صورت نسل به نسل منتقل شد.
باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا فردی سیاهپوست است. مقامات آمریکایی، حضور باراک اوباما در کاخ سفید را نشانه و نمادی دال بر دموکراسی و رعایت حقوق بشر و گذار از دوران گذشته ( زمان برده داری و کشتار سیاهپوستان ) می دانند. آیا این ادعای مقامات آمریکایی را صحیح می دانید؟
اگر واقعا شکنجه گری و نقض حقوق سیاهپوستان در ایالات متحده آمریکا متعلق به گذشته بود، این ادعا جای بررسی داشت اما جاری بودن این شکنجه ها در دوران فعلی و حال حاضر، جای هیچ گونه توجیهی را در این خصوص برای مقامات آمریکایی باقی نمی گذارد. از این رو صراحتا عنوان می کنم که ادعای مقامات آمریکایی در این خصوص دروغی محض محسوب می شود. در دوران ریاست جمهوری اوباما، نقض حقوق بشر و مخصوصا نقض حقوق سیاهپوستان کماکان ادامه داشته است. آنچه اخیرا در فرگوسن و نیویورک و دیگر ایالات آمریکا در خصوص کشتار سیاهپوستان رخ داد، نشان دهنده واقعیاتی است که در جامعه این کشور وجود دارد. اوباما خود یکی از ابزارهای نقض حقوق بشر در آمریکاست. او یکی از ابزارهای جریان لیبرال دموکراسی برای سرکوب اقلیتهای نژادی محسوب می شود. در اینجا ممکن است وی یک سیاهپوست باشد ، اما نوع عملکرد وی با دیگر روسای جمهور آمریکا تفاوتی ندارد. در اینجا باید این سوال مهم را پرسید که آیا در طول مدت حضور اوباما در آمریکا،نقض حقوق بشر کمتر شده است یا بیشتر؟ آیا حقوق سیاهپوستان کمتر رعایت شده است یا بیشتر؟
ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۱۴  میلادی همانند سالهای قبل ، سیاست بی اعتنایی به عهدنامه های حقوق بشری را ادامه داده است.
با وجود شعارها و تبلیغات زیاد دولت باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا و قعطنامه ها، بیانیه و مصوبات حقوق بشری زیادی که در کاخ سفید، وزارت خارجه و همچنین کنگره این کشور در مورد وضعیت حقوق بشر در کشورهای مختلف جهان صادر شده است، ایالات متحده در سال ۲۰۱۴ هیچ یک از عهدنامه ها و کنوانسیون های حقوق بشری بین المللی و منطقه ای را امضاء و تصویب نکرده است. بی اعتنایی به این کنوانسیون ها و خاک خوردن این اسناد در آرشیوهای کاخ سفید و کنگره خود نوعی نقض حقوق بشر است و مانع مهمی برای پیشبرد و ارتقاء وضعیت حقوق بشر در ایالات متحده است. آمریکا کلا  از بین حدود ۶۵ کنوانسیون و معاهده بین المللی و منطقه ای در زمینه حقوق بشر تنها ۱۷ معاهده را به تصویب رسانده است .  این خود نشان دهنده تعهدات آمریکا نسبت به حقوق بشر ( حقوق بشری که لااقل خود در غرب تعریف می کنند ) می باشد! در خصوص سیاهپوستان نیز وضعیت همین طور است. در حالی که ۱۳ درصد جمعیت کل آمریکا را سیاهپوستان تشکیل می دهند، حدود نیمی از زندانیان کل ایالات متحده سیاهپوست و رنگین پوست هستند. اساسا در سیستم قضائی و حقوقی آمریکا ، حضور سیاهپوستان در زندان نسبت به حضور سفید پوستان به مراتب توجیه پذیر تر
و در نتیجه انتقال آنها به زندان و صدور احکام سنگین علیه آنها نیز سریع تر صورت می گیرد.
اخیرا سازمان مستقلی به نام «پروپابلیکا»  در مورد قتل های پلیس آمریکا در طول سال های گذشته تحقیق کرده است. در این گزارش آمده است که در ۷۷ درصد از قتل های نیروهای پلیس بین سال های ۱۹۸۰ تا سال ۲۰۱۲، علت تیراندازی و کشته شدن افراد «نامشخص» اعلام شده است؛ و در این موارد تمامی قربانیان سیاهپوست بودند. همچنین در این گزارش آمده که در ۶۲ درصد از موارد خشونت پلیس بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۲ که منجر به مرگ شده است، پلیس اعلام کرده که افسر یا افسرانش مورد حمله قرار گرفتند و دفاع از خود علت تیراندازی بوده است.
در سال گذشته، موضوع اعدام زندانیان آمریکایی به شیوه های زجر آور، مورد توجه بسیاری از رسانه ها و نهادهای مستقل حقوق بشری در سرتاسر دنیا قرار گرفت. نظر شما در این خصوص چیست؟
اتفاقا یکی از مسائل مهم حقوق بشری در رابطه با اعدام های سال ۲۰۱۴ در ایالات متحده آمریکا شیوه اعدام برخی از محکومین بوده است. همه ۳۳ اعدامی در سال ۲۰۱۴ از راه تزریق مواد سمی اعدام شدند؛ شیوه ای که در سال ۲۰۱۴ در برخی موارد بحث برانگیز شد و برخی نهادهای مدافع حقوق بشر چه در داخل و چه در سطح بین المللی در برابر آن واکنش نشان دادند.
اعدام از طریق تزریق مواد سمی به طور معمول در سه مرحله و در عرض تنها چند دقیقه صورت می گیرد، اول داروی سمی سیستم عصبی مرکزی بدن را از کار می‌اندازد و فرد را بی‌هوش می‌کند؛ دوم عضلات را از کار می‌اندازد و تنفس را متوقف می‌کند؛ و سوم قلب از کار می‌افتد. این شیوه اعدام که نخستین بار در سال ۱۹۸۲  بار در تگزاس آمریکا اجرا شد، در برخی موارد با موادی سمی صورت می‌گیرد که زجر بیمار را طولانی می کند. این نوع اعدام ها ناقض میثاق های بین المللی است .
به تعداد بالای زندانیان سیاهپوست در ایالات متحده آمریکا اشاره کردید. لطفا برای خوانندگان در خصوص وضعیت زندانهای ایالات متحده ( در سال ۲۰۱۴ میلادی) و اتفاقاتی که در قبال زندانیان رخ داده و می دهد توضیح دهید .
آمریکا رکورد دار بیشترین تعداد زندانی در جهان است. در حالی که جمعیت آمریکا تنها ۵ درصد جمعیت کل جهان را شامل
می شود،  ۲۵ درصد از زندانیان جهان در زندان های این کشور روزگار می گذرانند. طبق آخرین آمارهای رسمی دفتر فدرال زندانهای آمریکا  و دفتر آمار وزارت دادگستری  این کشور، بیشتر از دو میلیون و ۴۰۰ هزار زندانی در زندان های فدرال و ایالتی آمریکا پشت میله ها هستند.  جمعیت بالای زندانیان در آمریکا موضوع رعایت حقوق زندانیان را در کانون توجه نهادهای حقوق بشری قرار داده است. سال ۲۰۱۴ موضوعات مهمی در رابطه با حقوق بشر در
زندان های آمریکا مورد توجه بوده است.
طبق گزارش کمیته ضد شکنجه شورای حقوق ‌بشر سازمان ملل متحد که در ماه دسامبر سال ۲۰۱۴ منتشر شد، ابهام در قوانین ضد شکنجه آمریکا و سوء استفاده از این ابهامات و تفاسیر نادرست از قوانین منجر به نقض وسیع حقوق زندانیان از طریق شکنجه می شود. تجاوز به زندانیان توسط زندانبان ها، حبس های انفرادی طولانی مدت، نقض حقوق بهداشتی و درمانی و استفاده از شیوه های خشن در بازجویی ها مهمترین مصداق های شکنجه در زندانی های آمریکا در سال ۲۰۱۴ بوده است. سازمان دید‌بان حقوق بشر در گزارش ماه فوریه سال ۲۰۱۴ خود در مورد اجرای حبس های انفرادی طولانی مدت در زندان های آمریکا هشدار داد و این اقدام را  جزء مصادیق شکنجه خواند. به نوشته  روزنامه نیویورک ‌تایمز، بیش از نیمی از خودکشی‌ های زندانیان آمریکایی در سلول های انفرادی رخ می دهد، که این مسئله خود تأیید کننده وضعیت دشوار این زندان هاست.
شاید سئوالی که به ذهن بسیاری از مخاطبان خطور کند، در خصوص سکوت رسانه های غربی و آمریکایی در قبال هزاران مورد نقض حقوق بشر و سانسور خبری آنهاست. این در حالی‌است که رسانه های غربی خود را مفتخر به ارائه اخبار و اطلاعات ، بدون سانسور آنها می کنند. این تناقض چگونه قابل توجیه است ؟
واقعیت امر این است که جریانهای رسانه ای غرب عمدتا توسط قدرتهای بزرگ و لابی های پست پرده حامی آنها هدایت و مدیریت می شوند. در این میان، برخی رسانه ها، اندیشمندان و فعالین حقوق بشری مستقل نیز در غرب وجود دارند که با امکانات اندک خود در خصوص نقض حقوق بشر در آمریکا و اروپا دست به افشاگری می زنند. با این حال صدای آنها در بسیاری از موارد به جایی نمی رسد. از این رو ادعای آزاد بودن بسیاری از رسانه های غربی، غیر قابل باور بوده و با حقایق جاری در آمریکا و اروپا منطبق نیست.
انگلیس کشوری است که به همراه ایالات متحده آمریکا در جنگهای خونین مختلف علیه مسلمانان و مردم خاورمیانه و دیگر نقاط دنیا مشارکت کرده و در بسیاری از پروژه های ضد حقوق بشری آمریکا نیز نقش یک شریک و همراه کامل با واشنگتن را ایفا کرده است. در خصوص نقض حقوق بشر در انگلیس نیز با استناد به وقایع سال ۲۰۱۴ میلادی توضیحاتی دهید .
نقض حقوق بشر در انگلیس نیز به صورت سازمان یافته و علنی صورت می گیرد. به عنوان مثال در سال ۲۰۱۴ میلادی، تنها ۱۲۵ مامور امنیتی برای رصد و مراقبت از خبرنگاران و روزنامه نگاران استخدام شده اند. این در حالی‌است که مقامات انگلیسی همواره مدعی آزادی بیان در رسانه های خود هستند. همچنین دوربینهای مدار بسته ای که در نقطه به نقطه لندن نصب شده است، آرامش روانی شهروندان انگلیس را سلب کرده است زیرا آنها احساس می کنند همواره تحت نظر بوده و تک تک حرکات آنها مورد دقت قرار می گیرد. در سال ۲۰۱۳ میلادی و تنها در منطقه ولز، ۱۲۰۰ فقره حمله نژاد پرستانه علیه مهاجرین و مسلمانان رخ داده است. در لندن نیز طی همان سال، ۵۰۰ حمله نژادپرستانه رخ داده است. این در حالی بود که در سال ۲۰۱۲ این میزان ۱۶۴ عدد بوده است. به عبارت بهتر، در عرض یک سال میزان حملات نژادپرستانه در لندن به میزان سه برابر افزایش یافته است. این آمارهای گزارش رسمی اسکاتلندیارد است.  طبق آمار و گزارشات منابع رسمی انگلستان نزدیک به ۵۰ درصد متولدین سال ۲۰۱۴ نامشروع بوده‌اند و هفته‌ای دو زن هم توسط همسرانشان کشته می‌شوند. موارد نقض حقوق بشر در سال ۲۰۱۴ نسبت به ۲۰۱۳ افزایش ۶۸درصدی داشته است. پلیس انگلستان اعلام کرده که گزارشات اعلام شده به آن تنها ۴۰درصد واقعیت این کشور است.
موارد نقض حقوق بشر در انگلستان خیلی بیشتر از جمع‌آوری اطلاعات ماست زیرا این کشور همواره به عنوان استعمار پیر در دنیا شناخته شده و پایه‌گذار نقض حقوق بشر فعلی در دنیا هم سیاستمداران گذشته انگلستان بوده‌اند. همان گونه که در ابتدای صحبتهایم نیز اشاره کردم،  مردم ایران هیچ‌گاه وقایع جنگ جهانی در کشورشان را فراموش نمی‌کنند زیرا متفقین به رهبری انگلستان بر اثر اقدامات خود منجر به کشته شدن ۹ میلیون ایرانی بر اثر قحطی ایجاد شده شدند.۶۴سال پیش یعنی در سال ۱۳۲۹ مردم ایران به رهبری آیت‌الله کاشانی در اعتراض به دخالت‌های انگلیس و اقدامات عمال داخلی آن تجمعاتی را علیه این کشور ترتیب دادند و این موضوع نشان می‌دهد که از آن زمان تاکنون ما همواره نسبت به اقدامات و رفتارهای انگلیس معترض بوده‌ایم.انگلیس از جمله کشورهای غربی است که در تنظیم سیاست خارجی خود همواره مدعی است که موضوع حقوق بشر را به طور خاص و به عنوان یک اولویت مهم در مناسبات خود با سایر کشورها مورد توجه قرار می‌دهد.انگلیس بدترین آمارهای مربوط به حقوق بشر را در اروپا دارد و یک بار به خاطر عدم تبعیت از تصمیمات دادگاه اروپا مورد بازرسی قرار گرفته است.
یکی دیگر از کشورهای اروپایی که همواره مدعی رعایت حقوق بشر می باشد، فرانسه است. در جریان حادثه اخیر حمله به نشریه هتاک شارلی ابدو و کشته شدن ۱۲ تن از کارکنان آن، شاهد مانور تبلیغاتی گسترده فرانسوی ها در قبال مقولاتی ماند حقوق بشر و آزادی بیان بودیم. نظر شما در این خصوص چیست؟
بهتر است در این خصوص نیم نگاهی نیز به سوابق حقوق بشری فرانسه داشته باشیم تا دریابیم که آیا میان این کشور و مقوله حقوق بشر سنخیتی وجود دارد یا خیر! واقعیت امر این است که فرانسه سابقه ننگین و سیاهی درنقاط مختلف دنیا و در حوزه حقوق بشر دارد. از کشتار میلیونی مردم الجزایر گرفته تا حمایت از گروههای تندروی مسیحی در آفریقای مرکزی . همین گروههای تندروی مرکز در آفریقای مرکزی تعداد زیادی از مسلمانان را زنده زنده آتش سوزانده و جنایات دیگری را در قبال آنها مرتکب شده اند. جنایاتی که متاسفانه رسانه های ما نیز به آنها نمی پردازند. دخالت در امور داخلی بسیاری از کشورهای دیگر دنیا مانند سومالی و ارتکاب جنایات متعدد، در کارنامه سیاست خارجی فرانسوی ها مشاهده می شود. در جریان جنگ جهانی دوم ،فرانسوی ها ۵۰۰ اسیر آلمانی را یکجا در یک انبار جمع کردند و به دستور فرمانده خود با تانک آنها را هدف قرار دادند.
بر اساس این داده ها و هزاران داده اطلاعاتی دیگر، اساسا سابقه فرانسوی ها به آنها اجازه نمی دهد تا خود را مهد آزادی بیان بنامند. اما در زمان حال نیز فرانسوی ها دقیقا به مانند گذشته خود و در حوزه حقوق بشر ،سابقه ای کاملا مخدوش دارند.در جریان حادثه مشکوک  شارلی ابدو( که در راستای ترویج اسلام هراسی در غرب انجام شد )، شاهد بودیم که در صف اول تظاهرات به اصطلاح ضد تروریستی، جنایتکارانی مانند بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم جعلی صهیونیستی حضور داشتند. در فرانسه کسی جرات سخن گفتن در خصوص مسائلی مانند هولوکاست را ندارد. به زندان افتادن روژه گارودی اندیشمند فرانسوی توسط فرانسوی های مدعی حقوق بشر، نشانه ای
دال بر همین ادعاست.از سوی دیگر، تبعیض علیه مسلمانان در فرانسه به نقطه اوج خود رسیده است. در سال ۲۰۱۴ میلادی تنها ۱۰ هزار نفر مسئول حفاظت از اماکن یهودی در این کشور بوده اند اما مساجد مسلمانان محافظی در این کشور ندارد. تنها در سال ۲۰۱۴ میلادی ۵۰۰ حمله نژادپرستانه به مسلمانان در فرانسه صورت گرفته است.
فرانسه به لحاظ آمار تجاوز جنسی، در بین ۵ کشور نخست دنیا قرار دارد. آزار زنان در محیط کار به یکی از اصلی ترین معضلات زنان فرانسوی تبدیل شده است. در فرانسه به طور متوسط روزانه ۴ زن بر اثر خشونت کشته می شوند. آیا در چنین وضعیتی فرانسه می تواند خود را مهد دموکراسی و آزادی بنامد؟
چندی پیش شاهد بودیم که کمیته اطلاعات سنای آمریکا، گزارشی بسیار محدود را در خصوص شکنجه گری سازمان سیا در کشورهای مختلف دنیا منتشر کرد. با این حال شاهد بودیم که سازمان ملل متحد و شخص بان کی مون دبیر کل این مجموعه، در قبال این گزارش که به نحوی اعتراف رسمی مقامات آمریکایی در خصوص شکنجه گری در دنیا بود سکوت اختیار کرد. این گزارش و سکوت پس از آن را چگونه تعبیر و تحلیل می کنید ؟
همان گونه که اشاره کردید، گزارش سنای آمریکا به صورتی بسیار محدود و تعریف شده منتشر شد. در ماورای انتشار این گزارش، دعوای گروهی دو حزب دموکرات و جمهوریخواه خود نمایی می کرد و از این رو اساسا هدف کمیته اطلاعات سنا، افشاگری در خصوص نقض حقوق بشر توسط سازمان سیا نبود. هزاران صفحه از همان گزارش و هزاران صفحه از گزارشهای محرمانه دیگر در خصوص شکنجه گری سازمان سیا سانسور شده و اراده ای نیز از سوی آمریکا برای انتشار آنها به هیچ عنوان وجود ندارد. در این میان، حتی نهادهایی مانند سازمان ملل متحد نسبت به انتشار همین گزارش محدود نیز عکس العملی نشان ندادند. اساسا ساختار شورای امنیت سازمان ملل متحد طوری طراحی شده است که حتی اگر در نهایت قطعنامه ای
در مخالفت با نقض حقوق بشر در غرب وارد این مجموعه شود، توسط کشورهای آمریکا، فرانسه و انگلیس وتو می شود. این خود از ماهیت نظام لیبرال دموکراسی پرده بر می دارد. در این میان، اساسا نباید میان کشورهایی مانند آمریکا، انگلیس، آلمان و فرانسه تفکیکی قائل شد زیرا این کشورها در یک مقطع زمانی ، در نقش پلیس خوب و پلیس بد ظاهر می شوند. ماهیت همه این کشورها به لحاظ نقض حقوق بشر یکسان است.
همه کشورهای یاد شده، در دوران دفاع مقدس ، سخت ترین جنایات را عیله ملت ما صورت دادند. یادآوری این جنایات در برهه فعلی بسیار لازم است. همان گونه که می دانیم از سال ۱۳۵۹ تا سال ۱۳۶۸، عراق بارها از سلاح شیمیایی در جنگ استفاده کرد. این سلاح های شیمیایی جملگی کمکهای اهدایی تسلیحاتی غرب به رژیم صدام بود. عراق در مجموع ۳۵۰۰ حمله شیمیایی علیه ایران صورت داد که در ۳۰ مورد، نقاط مسکونی مورد هدف قرار گرفت.  ماحصل این حملات ، شهادت ۵۰ هزار نفر از شهروندان ما بر اثر عوارض شیمیایی بود. در یکی از اسناد سازمان سیا آمده است که ماهواره های آمریکایی چگونه در جریان جنگ تحمیلی به رژیم صدام حسین در خصوص موقعیت رزمندگان ما گرا می داده و رژیم صدام را در جنگ علیه یاران پشتیبانی می کردند.
از سال ۱۹۸۰ تا سال ۱۹۸۲ ، تعدادی از شرکتهای آلمانی با استفاده از گاز سارین، سلاحهای شیمیایی تولید کرده و آنها را به رژیم صدام دادند تا در جنگ با ایران مورد آزمایش قرار گیرد. شرکتهای آلمانی و فرانسوی، در دورانی که رزمندگان ما با تمام توان خود در مقابل دشمنان بعثی و حامیان غربی و شرقی آن می جنگیدند، این آوردگاه را به محل آزمایش سلاح های بیولوژیک خود تبدیل کرده بودند. در این میان، بیش از ۷۸ پروژه تحقیقاتی در خصوص نحوه اثرگذاری سلاح های شیمیایی توسط آلمانی ها و انگلیسی ها طراحی و اجرا شد. در دوران جنگ تحمیلی بیش از دهها  شرکت تسلیحاتی  آمریکایی و اوپایی، حامی تسلیحانی رژیم صدام یا سلاح های شیمیایی و کشنده بودند:۹۲ شرکت آلمانی ، ۲۳ شرکت انگلیسی، ۲۲ شرکت آمریکایی، ۲۱ شرکت فرانسوی، ۱۸ شرکت اتریشی، ۱۱ شرکت بلژیکی، ۱۵ شرکت ایتالیایی، ۱۳ شرکت سوئیسی و ۷ شرکت اسپانیایی این موارد را شامل می شوند. حال در چنین شرایطی زمانی که نایب رئیس پارلمان آلمان به ایران می آید و در اظهاراتی مداخله جویانه دم از حقوق بشر می زند!نایب رئیس پارلمان  کشوری که در کشتار شیمیایی هزاران رزمنده دفاع مقدس و جانبازی تعداد بسیاری دیگر نقش مستقیم ایفا کرده است.
رسانه ها و حتی مقامات رسمی کشورهای  غربی در جریان مذاکرات هسته ای ایران و اعضای ۱+۵، به صورت مستقیم و غیر مستقیم در صدد طرح مباحث حقوق بشری هستند. با توجه به حقایقی که در خصوص نقش عینی حقوق بشر در آمریکا و کشورهای اروپایی مدعی حقوق بشر مورد توجه قرار دادید، دستگاه سیاست خارجی ما در این قبال باید چه رویکردی داشته باشد؟
همان گونه که بزرگان اشاره کرده اند، مذاکرات هسته ای بهانه ای بیش نیست. غرب به خوبی می داند که ما در صدد ساخت سلاح هسته ای نیستیم. اختلافات ما و غرب در خصوص مسائل مختلف مبنایی و اصولی و غیر قابل حل است. مشکل اصلی غرب با جمهوری اسلامی ایران و اسلام سیاسی پویاست، اگرنه غرب نشان داده است که نه تنها با اسلام سکولار و اسلام تکفیری کاری ندارد، بلکه حامی این دو است. غرب در صدد است مانع از گسترش آموزه های اسلام سیاسی ایران و صدور پیام انقلاب اسلامی به دیگر کشورهای دنیا شود. در خصوص طرح مباحث حقوق بشری توسط غرب نیز دقیقا باید به همین نکته توجه داشت. آنها خود اصلی ترین ناقض حقوق بشر هستند. مسئولین سیاست خارجی کشورمان لازم است وقایع انقلاب و تاریخ کشورمان و واقعیات جهان را همواره مرور کنند. ایران اسلامی دقیقا زمانی در برابر قدرتهای بزرگ پیروز شد که به توان خود اتکا کرد. ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا کنون روز به روز قدرتمندتر شده ایم. این در حالی‌است که قدرت ایالات متحده آمریکا و غرب رو به افول است.
با تشکر از شما که در این گفتگو شرکت کردید.
من هم از شما  متشکرم

مطلب پیشنهادی

پیام نوروزی دکتر احمد اسفندیاری

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *